82 سالگي هوشنگ ابتهاج در خانه شاعران ايران
پنج شنبه (6/12/88)
ساعت نزديك 5 است و كم كم اعضاي جلسه حلقه مهر مهمانان-شاعران يا علاقمندان به ادبيات كه كه هر از گاهي به اين جلسه سر مي زنند و بعضي نيز براي نخستين بار وارد اين حلقه مي شوند- صندلي هاي سالن انجمن شاعران را پر مي كنندصداي شعر خواني هوشنگ ابتهاج با تار محمدرضا لطفي در سالن طنين انداز مي شود.
حال و هواي متفاوت امروز با حضور استاد ساعد باقري به همراه دكتر مرتضي كاخي تكميل مي شود. صداي شاعر همچنان در سالن مي پيچد:
ارغوان
-شاخه همخون جدا مانده من-
آسمان تو چه رنگ است؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟
شعر كه به پايان مي رسد، ساعد باقري –كارشناس،مجري جلسه- برنامه را شروع مي كند و توضيح مي دهد كه مدتي ست در هر جلسه از شاعران پيشكسوت ِمتولد همان ماه يادي شود و مختصري از زندگي، آثار و نمونه هايي از شعرشان در جلسه قرائت مي شود.
اين هفته اما به طور ويژه و مفصل تر به خاطر سالروز هشتاد و دو سالگي هوشنگ ابتهاج براي ايشان برنامه اي تدارك ديده شده .
بعد از آن، فاطمه سالاروند به همكاري و حضور خانم دكتر راكعي، اشاره كرد كه ابتدا تصميم داشتيم با توجه به نقش به سزا و حقْي كه به گردن موسيقي كشورمان دارد، مشتركاً با دوستان حوزه موسیقی بزرگداشتي در خور و متناسب با شأن ايشان برگزار كنيم امّا به دليل كمي وقت و از آنجا كه معمولاً چنين كارهايي در روند اداري و اجرايي به طول مي انجامد تصميم گرفتيم برنامه مختصري در دل حلقه مهر و با حضور همان اعضا و دوستان بزرگوار و همراهان هميشگي اين نشست داشته باشيم.
در ادامه برنامه دكتر مرتضي كاخي-دوست ديرين و همراهِ هميشگي ِ هوشنگ ابتهاج- به بخش هايي از شعر و شخصيت ايشان اشاره كرد. دكتر مرتضي كاخي در صحبتي مختصر اين نكته را يادآور شد كه شعر ابتهاج عليرغم پاي بندي به اصول شعر كلاسيك و تعّلق خاص و ويژه او به صنايع ادبي چيزي از نوآوري و تازگي كم ندارد.
او اين موضوع را يادآور شد كه سايه حتي در شعر هاي نيمايي اش نيز اين تعلق و دلبستگي را نشان مي دهد و همين شعر كوتاهِ
«بسترم
صدف خالي يك تنهايي ست
و تو چون مرواريد
گردن آويز كسان دگري ...»
نشان دهنده وفاداري او به اين اصول است.

دكتر كاخي كه نوشته هاي خود را درباره شعر سايه به همراه داشت از خواندن آنها به دليل طولاني بودنشان خود داري كرد و در پايان به خواندن شعري نيمايي از سايه بسنده كرد.
در ادامه ساعد باقری به مثنوي هاي سایه اشاره كرد و گفت: عليرغم اين كه هوشنگ ابتهاج همه كارهايش را در غزل به اوج رسانده و توانايي اش را نشان دهده، در قياس با كارهاي نيمايي اش نمي توان از مثنوي هاي او گذشت.
در بعضي از شاعران، آن قدر شعر ملكه ذهن مي شود كه هر وقت مي خواهند الهه الهام را احضار كنند وقتي شعري (مي سازند) از 50% شعرهاي عالي شان پايين نمي آيند. اما سايه از معدود شاعراني است كه از 80% غزل هايي عالي خودش پايين نمي آيد، حتي در دوره جواني در دهه 20 و حتي 27 غزل او از جمله غزل هاي بسيار برجسته است و در غزل هاي اخيرش نيز پختگي او پديدار است و غّث و ثميني در آن ها نمي بينم.
ساعد باقري در ادامه گفت: نمي توانيم از مثنوي هاي سايه چشم پوشي كنيم.

شايد بعضي عقيده داشته باشند كه عمر مثنوي سر آمده و بعد از جامي ديگر جايگاهي ندارد. اما سايه و يكي دو شاعر ديگر ظرفيت هاي جديدي را در مثنوي بوجود آوردند. به خصوص پس از انقلاب در مثنوي هاي سايه مثل سرو سنگ: سر به سنگي مي زدم فرياد خوان پاسخم آمد شكستم استخوان...
و سماع سوختن:
عشق شادي است، عشق آزادي ست عشق آغاز آدميزادي است
و مثنوي "خون بلبل" كه در اويل انقلاب –اسفند 58- سروده شده با ظرفيتي تازه و زباني پخته و جاندار مواجهيم و او به مثنوي حياتي تازه داده است.
استاد باقري تأكيد كرد كه همان طور كه دكتر كاخي اشاره كردند سايه در عين استفاده از ظرفيت هاي شعر كلاسيك شاعري امروزي است و در عين شباهت هاي بسيار به مولانا و حافظ غزل او كاملاً قابل تشخيص است از غزل آنهاست و اين به دليل همان فضاهاي تازه در شعر اوست.
در مثنوي هم، هنر سايه ترتيب دادن ملاقاتي بين همه ظرفيت هاي زباني پيشين قالب مثنوي است. اگر از سنايي و عطار و مولوي در اين بحث صرف نظر كنيم-به اين دليل كه شعر آنها بيشتر بيان حكمت است تا ظرائف و منظومه ها و... از سه شاعر ديگر فردوسي، نظامي و سعدي كه علاوه بر بيان حكمت و اخلاق به ظرائف زباني و شاعرانگي كلام هم توّجه دارند، آميختگي شيرين و غير قابل تجزيه اي در مثنوي هاي سايه مي بينيم نه بدان گونه كه بگوييم در اين قسمت سعدي وار است و در اين قسمت نظامي وار و ... بلكه معدلي از اين سه صدا كه در عين حال جذابيت و لطف خاص خود را دارد در شعر او پديدار است . ساعد باقري سپس ابياتي را شاهد مثال آورد:
.. دلي مانده صد زخم خنجر در او دلي كين خون برادر در او
دلي در عزاي عزيزان به درد نداني كه نامرد با ما چه كرد
گرفتند و بردند و آويختند چه خونها كه هر صبحدم ريختند
نداند رخصت كه بيوه زني بر آرد ز سوز جگر سيوني
نه ان كه سوگواري كه نگذاشتند كه از گريه هم باز مي گذاشتند..
..بهار ا من از اشك پنهان پرم كه اين گريه ها را فرو مي خورم
بهارا بر اين دشت گلگون گذر كه گريي ز خون شهيدان خبر
بپرس از شقايق كه چون مي دمد كه جاي گل از خاك خون مي دمد..

باقري در پايان صحبت هايش به تاثير در شعر مثنوي سايه در شعر شاعراني از جمله سيد حسين حسيني به ويژه در دو مثنوي معروف او(عاشقان) و (عارفان) اشاره كرد و با قرائت چند بيت از مثنوي(عاشقان) سيد حسن حسيني كه تحت تاثير زبان مثنوي هاي سايه است سخنانش را به پايان رساند:
بيا عاشقي را رعايت كنيم زياران عاشق حكايت كنيم...
.ببين خانقاه شهيدان عشق صف عارفان غزلخوان عشق
چه جانانه چرخ مي زنند دف عشق با دلت خون مي زنند
به رقصي كه بي پا و سر مي كنند چنين نغمه عشق سر مي كنند:
هلا منكر جان و جانان ما بزن زخم افكار بر جان ما
بزن زخم اين مرهمِ عاشق است كه بي زخم مردن غم عاشق است
بيار آتش كينه نمرود وار خليليم، مارا به آتش سپار
در اين عرصه با يار بودن خوش است به رسم شهيدان سرودن خوش است

درپایان مراسم فيلمی كه نزديك به 40 دقيقه بود از سایه پخش شد كه با استقبال بسيار حضّار مواجه شد. بعد از آن كيك كوچكي با 82شمع روشن و با آرزوي سلامتي سايه عزيز، روي ميز گذاشته شد و شمع ها را دوست و همدل اين شاعر دكتر كاخي به نيابت از سايه فوت كرد.
گفتنی است جلسه آتی حلقه مهر- 20/12/1388به مناسبت پايان سال ويژه برنامه قيصر امين پور برگزار خواهد شد. |