|
|
|
|
- شنبه 3 بهمنماه 1388در آخرین جلسه عنوان شد خروج از آوای فارسی خروج از نحو را به دنبال دارد
در آخرین جلسه عنوان شد : خروج از آوای فارسی خروج از نحو را به دنبال دارد
آخرین جلسه آموزشی "وزن در قالب های نوین فارسی" روز سه شنبه 22 دی ماه در خانه شاعران ایران برگزار شد.
در این جلسه ابتدا ساعد باقری به مرور جلسات پیش پرداخت.
وی گفت در مقدمه این کلاسها به چرایی حرکت نیما توجه کردیم و اینکه مهمترین ویژگی نیما تفاوت و تغییر در قالب و شکل و نحوه استفاده از وزن و قوافی نبود بلکه نوع نگاه او به شعر و زندگی و ارتباط این دو با هم بود. که این نوع نگاه او به شکل طبیعی قالب خود را نیز به همراه آورد. باقری ادامه داد: نیما جریان شعری خود را "آزاد" می نامد و این نام گذاری وی به دلیل آزادی شعر او نسبت به شعر کلاسیک است. او بر این اعتقاد بود که با این حرکت، وزن و قافیه از عادت خارج و شکل جدیدی به خود می گیرد. در این حرکت قافیه در جایی قرار می گیرد که به آن نیاز است نه در جایی که از قبل پیش بینی شده است. و در انتها پیشنهاد نیما در وزن اینگونه بود که مصراعها مثل اوزان شعر کلاسیک آغاز شود ولی به همان شکل ادامه نیابد. او بر این باور بود که از انتهای وزن می توان صرفنظر کرد. باقری یادآوری کرد به دلیل آغازگر بودن نیما در شعر به قول خودش "آزاد" و به قول بعد از او نیمایی کمی خسارت قابل پیش بینی است. و این به معنی نیست که برخی دست اندازهای زبانی او را می توان توجیه کرد. پس از نیما اخوان با توسع بخشیدن به شعر نیمایی ناهمواریهای نیما را نیز هموار کرد. او به تقارن و توازن درونی شعر بیش از نیما مقید بود.
گونه ی پس از شعر نیمایی شعر "آزاد" بود که برخلاف تصور همه که آن را فارغ از وزن می پندارند مقید به وزن است با این تفاوت نسبت به شعر نیمایی که نه تنها از انتهای وزن که از ابتدا و میانه آن نیز صرفنظر می کند و این گونه شعری بیشتر از مقید بودن به وزن به ریتم پایبند است. سرشناس ترین چهره این گونه شعری فروغ است. گونه بعدی شعر سپید است که سایه ی اوزان عروضی را روی خود دارد. و اگر چه شعر سپید است اما قابلیت تقطیع عروضی را دارد. شعر سپید هرچند آزاد تر از شعر "آزاد" است اما از وزن تهی نیست. گونه بعدی شعرهای سپید غیر شاملویی است که خود به دو دسته تقسیم می شود. دسته اول که هنوز از آهنگ برخوردارند. که این آهنگ با واسطه نثر متون کهن به شعر رسیده است. این گونه دارای وزن نیست اما آهنگین است. اشعار شاعرانی مثل سید علی صالحی و بخشی از شعرهای احمدرضا احمدی در این دسته قرار می گیرند. دسته دوم اشعاری هستند که کاملا از آهنگ تهی اند. که برخی به شعر بودن این دسته یقین ندارند. در این دسته شاید برخی اشعار به لحاظ جوهری شعر باشند اما به لحاظ سلیقه ای گویی چیزی کم دارند. در این گونه اشعار می توان دید که خروج از آوای فارسی گویی خروج از نحو را هم به دنبال دارد. در انتها ساعد باقری به اشعار قیصر امین پور پرداخت. او گفت که امین پور در مجموعه های چاپ شده اش شعر سپید ندارد. او با تاکید بر اینکه در عروض کسره می تواند به اندازه ی سیلاب بلند کشید ه شود گفت قیصر از جمله شاعرانی است که قائل به کشیدن فتحه به اندازه سیلاب بلند است. که البته این امر در شعر فارسی بی سابقه نیست. او همچنین اعتقاد دارد در کار نیمایی می توان روی سیلابهای کوتاه ایست کرد. باقری همچنین از مهارت قیصر درکار نیمایی ازاین جهت تاکید کرد که او مصرعها را به گونه ای پایان داده که قابلیت ادامه دادن و تبدیل شدن به بحر طویل را ندارند. باقری تاکید کرد که گاهی در بخش هایی شاید احساس کنیم که وزن دچار اختلال شده اما قیصر این کار را کاملا آگاهانه انجام داده و پیشنهاد داده که "مفعولُ" می تواند محل ختم مصرع باشد و تبدیل به مفعولات شود. او همچنین در سطر بندی ها به معنا توجه بیشتری نشان می دهد .
لازم به ذکر است که این جلسه آخرین جلسه از " وزن در قالب های نوین فارسی " بود.
|
|
|