براي عضويت در خبرنامه آدرس ايميل خود را وارد فرماييد



جست و جو در سايت



kaneh-honarmandan.gif

adabestan.gif

fars.gif

ilna.gif

isna.gif


 

 

  • دوشنبه 23 آذرماه 1388نامه های شاملو رسید

    ahmad-shamlou.jpg


    نامه های شاملو رسید



    انجمن شاعران ایران:


    دو نامه منتشر نشده از احمد شاملو طی روزهای اخیر در فضای مجازی به چاپ رسیده است که هر دو نامه به کلارا خانس، شاعر اسپانیایی است که در نامه اول شاملو پاسخ دعوت این شاعر از خودش را در مراسم سده‌ی لورکا داده است و در نامه دوم از ترجمه شعرهای او به زبان فارسی خبر داده که هر دو نامه به نقل از سایت "وازنا" در ذیل می آید:


    نامه اول :

    ۴ مه ۹۸

    كلارا خانس عزيز بزرگوار.
    با عميق‏ترين سلام قلبى.

    مدت‏ها از شما بى‏خبربودم، تا حدى‏ كه حتا نه ‏من و نه آيدا همسرم توفيق پيدا نكرديم در جريان سال ‏نو سلام‏هاى قلبى‏مان را با ارسال كارت كوچكى به ‏شما تبريک بگوئيم و بگوئيم چه‏قدر دوست‏تان داريم در صورتى كه شما خود در هيچ فرصتى ما را فراموش نكرده‏ايد. حقيقت اين ‏است كه من از چهارده‏ ماه قبل مدام گرفتار بيمارستان بوده‏ام كه‏ ناچار مى‌بايست به قطع پايم تن بدهم و پس از آن هم تمام اين مدت را براى تهيه‏ى پروتز گرفتارى داشته‏ام كه هنوز هم معلوم ‏نيست اين مشكل تا كى گريبانگيرم خواهد بود. در هرحال به ‏هيچ‌وجه نمى‏خواستم با طرح اين مسأله باعث ناراحتى‏ شما بشوم.
    اكنون موضوع عدم‏ امكان شركت جستن در مراسم سده‏ى لوركا كه در نامه‏تان مطرح‏كرده‏ايد و از همه‏چيزگذشته فرصتى براى ديدار شخص شما و آقاى آدونيس عزيز من بود كه بيست‏ و چهار سال پيش در امريكا افتخار بسيار خوشايند آشنائى با ايشان براى من و آيدا فراهم آمد. در واقع باز هم یک‏ محروميت ديگر كه مجدداً ازدست‏رفتن پا انگيزه‏ى ‏آن مى‏شود.

    در هر حال، كلاراى عزيز، با وضعى كه عرض‏ شد واقعاً هزار بار متأسفم كه امكانات دل‏انگيز ديدار شما و آقاى آدونيس و شركت در مراسم سده‏ى لوركا را یک‏جا از دست‏مى‏دهم.

    كلاراى عزيز، سلام‏هاى قلبى‏ آيدا و مرا بپذير و بخصوص واسطه‏ى ابلاغ آن به آقايان آدونيس و سهند باش.

    و اما دعوت شخص شما به ‏ايران براى هر مدت كه بتوانيد به‏قرار هميشه در جاى خود باقى‏ست. نخواهيم گذاشت به‏تان بد بگذرد. یک تلگراف بزنيد كه مى‏آييد تا همه‏چيز بى‏درنگ آماده‏ شود. اگر بدانيد چه‏قدر خوش‏حال خواهيم شد یک لحظه هم ترديد نخواهيد كرد.
    Revista de Occidente كه‏ شعر من در آن چاپ شده‏ بود به‏طرز عجيب غير قابل باورى توسط معاون وزارت فرهنگ كه به ‏ديدارم آمده ‏بود تا خودش را برايم لوس‏ كند به‏دستم رسيد. آخر، سال‏هاست كه محموله‏ى پستى براى من نمى‏رسد!ـ وصول نامه‏ى ۳۰ مارس شما هم ظاهراً نشانه‏ى تغيير جو سياسى‏ كشور است، همچنان ‏كه اجازه‏ى ‏انتشار دفتر اخير چند شعر من كه با اين نامه براى شما و آقاى سهند پست ‏كرده‏ام.

    چشم‏ به ‏راه آن تلگراف كوچكيم كه‏ ما را یک ‏دنيا خوشحال مى‏كند.



    احمد شاملو

    نامه‌ی دوم:
    دهكده،ـ۲۰ / ۴ / ۹۳ (اول اردیبهشت ۷۲)

    خانم خانس گرامى.
    با سلام‏هاى قلبى.

    نخست ‏اين‌‏كه ‏در ارسال پاسخ نامه ‏پرمهرتان ‏تأخير نكرده‏ام. نامه‌ی مورخ سوم‏ مارس‏ شما تازه‏ پريروزـ ۱۸ / ۴ / ۹۳ ـ به‏ من رسيد چون پست‏ ما را براى صرفه‏جوئى ‏اقتصادى با حلزون توزيع مى‏كنند. بگذريم...

    ما در فارسى قيد بسيار زيبا و گويائى ‏داريم ‏كه ‏از "نوازندگى" ريشه گرفته و به‏اش "دستگرمى" گفته‏مى‏شود و عبارت ‏است از نواختن قطعه‌ی ‏كوتاهى پيش‏ از شروع‏ اركستر، به ‏قصد گرم‏ شدن‏ انگشتان‏ نوازنده و آماده ‏شدنش براى‏ اجراى برنامه ‏اصلى. مى‏خواهم ‏بگويم من‏ هم ‏ديروز به ‏قصد آماده ‏شدن براى ترجمه‌ی ‏شعرهاى شما كه ‏واقعاً اميدوارم كم‏تر از اجراى موسيقى نباشد به‏ تمام معنى "دستگرمى" كردم و تا صفحه‌ی ۲۵ Hacia el Alba نه شعر را به ‏فارسى برگرداندم.
    در مورد ترجمه‏ شعر به ‏فارسى نكاتى ‏هست كه‏ بايد با شما مطرح‏ كنم:
    در فارسى يكى ‏از خصوصيات‏ مهم شعر اين ‏است‏ كه ‏بايد در بافت ‏زبان ارائه‏ شود. شعرى ‏كه نتواند استوار به ‏گرده‌ی‏ زبان بنشيند عاميانه و بى‏تعارف گفته ‏باشم "عوامانه" تلقى ‏مى‏شود. متأسفم ‏كه ‏ناگزيرم به ‏آوردن‏ اين ‏نمونه‌ی ‏تلخ متوسل بشوم: امروز رژيم ما كه ‏سخت در تكاپوست تا فرهنگى ‏از آن‏ خود به‏ مردم تحميل‏ كند به ‏شدت چنگ‏ در دامن سهراب‏ سپهرى و شهريار زده‏است‏ و مدام مشغول تبليغ اين ‏دو در رسانه‏هاى گروهى‌ست فقط به ‏اين دليل ساده ‏كه ‏آثار اين ‏دو تن آثار "بى‏خطر"ى‏ است و مثل ‏آدامس مى‏توان به ‏دست بچه‏ داد كه ‏بجود و نق‏نق ‏نكند. [..] صحبت‏ منحرف‏ شد. منظورم‏ اين ‏بود كه‏ حتا شعر ترجمه ‏اگر با زبانى كاملاً درخور به ‏فارسى درنيايد مورد اعتناى شعرخوانان قرار نخواهد گرفت. در چند شعرى ‏كه به‏ رسم "دست‏گرمى" از شما ترجمه ‏كرده‏ام با در نظر گرفتن اين اصل‏ بايد توجه ‏كنيد نه ‏با توقع ‏ترجمه‏‌ی كلمه ‏به ‏كلمه و به‌خصوص‏ خواهشم ‏اين ‏است‏ كه‏ به ‏آكوستیک كلماتى ‏كه ‏به ‏كار رفته توجه‏ ويژه ‏بفرمائيد. (ضمناً همين‏جا گفته‏باشم كه‏ در ميان اين شعرها، شعر صفحه‌ی ۱۳ بيش‏ از بقيه ‏به ‏دل ‏من ‏نشست.)

    من‏ هم كاملاً با شما موافقم كه ‏برگرداننده ‏شعر، نه‏ فقط اهل ‏زبان ميزبان بل‏ كه بايد شاعر آن‏ زبان ‏باشد. متأسفانه ‏نمى‏توانم ‏به ‏خواهش‏تان مبنى بر ارسال ترجمه‏هائى ‏از شعرهايم‏ به ‏زبان‏هاى ديگرجواب مثبتى‏ بدهم. اين ‏شعرها از ژاپنى تا فنلاندى نه ‏فقط به‌‏طور پراكنده بل ‏كه ‏حتا به‏ صورت مجموعه به‏چاپ رسيده اما ترجمه‏هاى آلمانى و فرانسه ‏و انگليسى‏شان ‏را كه ‏ديده‏ام روزها و روزها بيمارم ‏كرده ‏است. كارى ‏كه ‏آن ‏مترجمان ‏با آن‏ شعرها كرده‏اند حضرت‏ سن ‏ژرژ با اژدها نكرده.

    از آن ‏جائى‏ كه من‏ خودم را سخت بدهكار و ـ اگر ادعاى خودبينانه‏ئى نباشد ـ خودم را فرزند شعرى و حتا رفتارى شعر اسپانيا حساب‏ مى‏كنم براى ‏شما پيشنهاد عملى‏ترى دارم: چند هفته ‏ديگر تعطيلات تابستانى ‏است. يك چمدان كوچک برداريد بيائيد پيش‏ ما. هم ‏شما جاهاى نديده‏ مى‏بينيد، هم آيداى عزيز واقعاً تنهاى من ‏با شما همدم ‏مغتنمى ‏پيدا مى‏كند، هم ‏ما بى‏واسطه ‏غير به ‏شعر يكديگر مى‏پردازيم، هم‏ من شاعر ديگرى به‏ وطن‌ام پيش‏كش‏ مى‏كنم و هم ‏اين ‏آرزو كه با شعرم به‏ وطن شعرى‏ام اسپانيا سپاس‏ گذاشته ‏باشم (و آرزوى بزرگ‏ هميشگى‏ام ‏بوده) لباس عمل مى‏پوشانم. ديدن شهرهائى مثل بم ‏و اصفهان ‏وسوسه‏تان ‏نمى‏كند؟ اين بهترين شرايط ممكن براى كار ترجمه ‏متقابل شعر است. ضمناً گفته ‏باشم كه ‏هم خانه‏ جاى‏ راحتى‏ست‏ و هم ‏هزينه‏ئى ‏نخواهيد داشت. (از بابت ‏توضيح غير شاعرانه‌ی اخيرعذرمى‏خواهم ولى ‏بر آن تأكيد مى‏كنم!).

    با سلام‏هاى ‏از صميم‏ قلب.


    احمد شاملو

صفحه نخست
اخبار ادبی
شعر هفته
شناختنامه شاعران
آمدگان و رفتگان
مقالات ماه
معرفی و نقد کتاب
گفتگوی ادبی
شعر ترجمه
فعالیتهای انجمن
انتشارات انجمن
درباره ما
تماس با ما
 

صفحه نخست ، اخبار ، شعر هفته ، معرفي شاعر ، مهمان ماه ، شبهاي شعر ، گفتگوي ادبي ، كتابخانه صوتي
سفرهاي شاعرانه ، محصولات فرهنگي ، در باره ما ، تماس با ما