چهارشنبه 20 آبانماه 1388سومین جلسه بررسی وزن و اهنگ در شعر امروز فارسی و تاثیر نیما بر ان انتقال معنایی و بازگشت به اسطوره های 3000 ساله
سومین جلسه بررسی وزن و اهنگ در شعر امروز فارسی و تاثیر نیما بر ان با حضور استاد ساعد باقری و جمعی از هنرجویان در محل انجمن شاعران ایران برگزار شد
"افسانه "و اغاز شعر نیمایی
سپيده نوري :سومین جلسه بررسی وزن و اهنگ شعر امروز فارسی و تاثیر نیما بر ان با حضور استاد ساعد باقری و جمعی از هنرجویان عصر روز گذشته (19 ابان )در محل انجمن شاعران ایران برگزار شد .
در ابتدای جلسه باقری خلاصه ای از صحبت های جلسات قبلی را برای هنرجویان بازگو کرد و گفت : نیما به شعر خود ازاد می گوید زیرا قبل از ان شعر نویی وجود ندارد ،ازادی از قافیه به مرور زمان حتی در شعر خود نیما شکل گرفت اما ان چیزی که جهان اندیشه نیما را به ما معرفی می کند شعر "افسانه " او است ،شعری در قالب نیما که اصل نگاه او در تغییر قالب شعری را نشان می دهد .
باقری در ادامه افزود : نیما در در شعر "افسانه " در جستجوی یک ظرفیت تازه برای یک گفتگوی تازه است البته او در سرودن این شعر نیز به اجراهای اهنگین و موسیقی غرب همانند اپراها توجه داشته و از ان تاثیر پذیرفته است .
در هر بی نظمی نظمی نهفته است
وی به یکی از نقل قول های نیما در ارتباط با قافیه اشاره کرد و گفت : به قول نیما در هر بی نظمی ،نظمی نهفته است ،به نظر او غیر قابل پیش بینی بودن قافیف یکی بزرگترین سختی های قافیه است درواقع او در استفاده کردن از قافیه ازاد است .
این استاد برجسته شعر فارسی در ادامه گفت : ردپای تغییر و تحولاتی که در موسیقی ما تحت تاثیر غرب افتاده است کاملا در موسیقی ما قابل پی گیری است به عنوان مثال کارهایی را که مجید انتظامی تحت عنوان سمفونی ارائه کرده در بسط دادن یک ملودی در ان سوء تفاهم بوجود امده است درواقع ما در شعر همسان بودن قافیه را داریم ودر موسیقی نیز یکسان بون نت فرود را داریم اگر یک اهنگ ساز فقط یک نقش ملودی را در نظر بگیرد کارهای تکراری بوجود می اید .
باقری در ادامه افزود : درهمه کارهای سنتی ما تا دوره مشروطه یک ملودی نواخته می شد ، اما اونیسون به معنی تک صدایی است یعنی در ان همه سازها یک نوا را می نوازنند همانند گروه کر،در سال 1919 رهی معیری شعر"با تو وفا دارم " را می گوید و اهنگ ان را می سازد که یک کار تنظیم شده است و جریان موسیقی گلها در ایران نیز برابری می کند با موسیقی ارانژمان و تنظیم شده همانند کارهای ابتدایی شجریان و بنان ،اما نیما در شعر ارانژمان شده ظرفیتی را گذاشته است که ظرفیت کار سمفونی را ایجاد کرده است به قول خود نیما یک مصراع یا یک بیت نمی تواند وزن کلام را معین کند و وزن فقط توسط ارمونی (هارمونی) بدست می اید و مصراع ها و بیت ها به طور دسته جمعی وزن را تولید می کنند .
باقری بابیان اینکه نیما در شعرهایش هر کجا که حرفش تمام می شود مصراع را ادامه نمی دهد گفت : نیما معتقد است نباید مصراع را ادامه دهیم که مساوی مصراع قبلی شود اما بعضی از شعر هایش خود او از این قاعده پیروی نمی کند و این پیروی نکردن به معنی ناپخته بودن شعر او نیست او سبکی را پایه گزاری می کند که در اینده فروغ از ان پیروی می کند و قالب ها را به صورت نیمایی، ازاد و سپید نام گزاری می کنیم که قالب ازاد حد فاصل شعر نیمایی و سپید است .
باقری به تعامل ریتم و وزن در شعر نیما اشاره کرد و گفت : در بعضی از شعرهای نیما حفظ شدن ریتم باعث می شود متوجه تبعت نکردن او از وزن نشویم همان طور که در جلسه قبل گفتیم بسیاری از شاعران پس از نیما از ابتدا و میانه وزن نیز صرف نظر می کنند و نیما نیز در بعضی از شعر هایش به جای تبعیت کردن از انتهای وزن از میانه وزن عروضی تبعیت می کند همانند شعر "قایق" و"ریرا" که سکته های هجایی در ان شعر را زیباتر می کند.
فهم زبان شعر نیما سخت است
باقری به سخت بودن روخانی از شعر نیما اشاره کرد و گفت : استفاده از شیوه های سبک خراسانی فهم زبان شعر نیما را سخت می کند ،کمتر کسی می تواند شعر نیما را حفظ کند حتی بزرگان شعر نیز در بعضی از مراسم و بزرگداشت ها جرات خواندن شعرهای نیما را به دلیل همان نواوری دروزن واستفاده از سبک خراسانی درشعر ندارند .
وی در ادامه افزود : اما بعضی از مصراع ها و بیت های شعر او به دلیل زیبا بودن و تاثیرگزاری همانند /غم این خفته چند خواب در شعر ترم می شکند /زردها بی خودی قرمز نشده اند/تو را من چشم در راهم /قرمزی بی خود رنگ نینداخته است بر دیوار/ در عصاره ذهن باقی مانده و بر سر زبان ها تکرار می شود .
باقری با بیان اینکه نیما به قافیه بیشتر از شاعران کلاسیک اهمیت داده است گفت : به قول خود نیما " قافیه ان نیست که هر بچه ای بتواند به اسانی ان را بیاورد و هر چیزی نیست که بر حسب قرینه ان را به عادت بخوانیم " مقصود او معنی دادن به قافیه است نه قرینه سازی ،در جایی که شاعر فکر می کند بر حسب عادت باید از قافیه استفاده کند نیما از ان صرف نظر می کند .
منطق تبعیت از شکل درونی و بیرونی
باقری به منطق تبعیت شکل درونی و شکل بیرونی در شعر نو و پیش از ان پرداخت و گفت : در شعرهای کلاسیک این شکل بیرونی است که شکل درونی را مشخص میکند اما نیما این رابطه را معکوس کرد او از منظر اجتماعی به این مسئله نگاه کرده بود زیرا این نیازهای درونی ما است که ان چیزی را که از بیرون طلب می کنیم را مشخص می سازد درواقع هرچه شاعر به سمت رهایی از قیود می رود از شکل بیرونی بیشتر تبعیت می کند و اگر صد در صد نیز به سمت شکل درونی بررود شکل از پیش تعین شده ای به شاعر منتقل نمی شود .
باقری در حالی که شعر "برف " نیما را برای هنرجویان می خواند گفت : محل های قطع در شعر نیما مشکلی است برای شاعرانی که می خواهند نیمایی کار کند ،سیلاب های بلند در شعر او محل های قطع ر نشان می دهد .
باقری به یک مسئله مهم اشاره کرد و گفت : در پی روان نیما یک عده از قالب نیمایی تبعیت کردند اما پایبندی بیشتری به نظم بیرونی و تقارن درونی داشتند همانند اخوان ثالث ،نادرپور،سایه ،خانلری و گلچین درواقع این شاعران راه میانه را پیش گرفتند و قالب نیمایی را دنبال کردند.
رفعت و لاهوتی و خارج شدن از شیوه کلاسیک
این استاد برجسته فارسی درارتباط با شعر "افسانه " نیما گفت : او در سال 1301 شعر افسانه را در سن 27 سالگی سرود و در سال 1316 نیز شعر "ققنوس " را گفت و نیما از همان اول می دانست که با سرودن "افسانه " چه اتفاقی می خواهد در شعر فارسی بیافتد ،بسیاری از شاعران در ان زمان با نیما مخافت کردند اما در میان انان کسی که شیفته نیما شد شهریار بود ،به قول شهریار"من غرق حافظ بودم که افسانه مرا دگرگون کرد" ،نیما در شعرهایش به درد زمانه توجه می کند .
باقری گفت : تقی رفعت و ابوالقاسم لاهوتی دو تن از کسانی هستند که کارهایی را انجام دادند که از شیوه کلاسیک خارج شوند و می توانم بگوییم نیما از لاهوتی خیلی تاثیر پذیرفته است درواقع خود لاهوتی نیز از تقی رفعت که یکی از یاران شیخ محمد خیابانی بود و در سال 1208 به دنیا امد تاثیر پذیرفته است ،رفعت تحت تاثیر زبان فرانسه شعرهایی را سرود که در مصراع های ان قافیه رعایت نشده است .
ساعد باقری در پایان صحبت هایش گفت : من کارهای شفیعی کدکنی ،اخوان ثالث و شاملو را نسبت به شاعرانی که خواستند به سمت توسع بیشتری بروند ترجیح می دهم .