|
|
|
|
- دوشنبه 20 مهرماه 1388بزرگداشت حافظ / گفتگو با بهاءالدین خرمشاهی
تنوع و تعدد معانی در شعر حافظ از سعدی هم بیشتر است

بهاءالدین خرمشاهی، ادیب و حافظشناس معتقد است حافظ تنها شاعری است که با طبع خلاق خود اسطورههای رند، پیر مغان، خرابات مغان و. . . را ساخته است.
آذر مهاجر: وقتی میتوان دخترانی را در این سرزمین یافت که مهریهشان این است که داماد غزلیات حافظ را از بر کند، دیگر حرفی برای تعریف جایگاه حافظ نزد ایرانیها نمیماند. اما به راستی چه چیزی حافظ را از قرن هشتم و از پس فراز و فرودهای بزرگ تاریخ این کشور و تحولات فرهنگی و اجتماعیاش تا امروز همراه ما کشانده است؟ جوهره اشعار این رند خراباتی از چیست که پژمردگی و زوال نمیپذیرد؟ این سؤالی است که بهتر از هر کسی استاد بهاءالدین خرمشاهی ادیب و حافظشناس میتواند پاسخ دهد. بهاءالدین خرمشاهی علاوه بر اینکه تعداد زیادی کتاب و مقاله درباره حافظ نوشته، امسال و در همین روز نشان درجه یک علمی حافظشناسی را از مرکز حافظشناسی دریافت میکند.
استاد خرمشاهی چرا درباره زندگی حافظ این همه ابهام وجود دارد و حتی درباره زندگی او افسانهپردازی هم شده. چرا برخلاف سعدی و فردوسی که حتی پیش از او میزیستهاند، زندگینامه دقیقی درباره این شاعر نوشته نشده است؟ بله، همینطور است که شما میگویید. این نقیصه در تاریخ ادبیات و در تذکره که از عصر حافظ و بعد از آن نوشته شده، مطالب مهمی از زندگی حافظ در دست نیست. البته دولتشاه سمرقندی که همعصر حافظ است و تذکرهالشعرا را تدوین کرده، اشاراتی به حافظ هم دارد اما همانطور که شما فرمودید این اشارات آفسانهوار است. مثلاً او قائل به ملاقات حافظ با تیمور است. در همین تذکره یا در تذکره دیگری درباره این ملاقات نوشته شده که تیمور از حافظ خواسته قرآن را از آخر بخواند، حافظ نتوانست و تیمور خود این کار را کرد. این داستان به خودی خود با تحلیل عقلی نمیتواند حقیقت داشته باشد. همچنین اگر تیمور خواسته حافظ کلمات قرآن را از انتها به ابتدا بخواند عجیب به نظر میرسد و اگر هم از او خواسته باشد که از جزء آخر قرآن و از آخرین سورهها به اولین سورهها بخواند، باز هم چون حافظ قرآن را از بر بوده، بعید است این داستان، درست باشد. همچنین گفته میشود حافظ شاگرد نانوایی بوده، یا عاشق دختری به نام شاخ نبات، در حالی که به نظر میرسد شاخ نبات بعدها و از شعر خود حافظ ساخته شده است از این بیت که: این همه قند و شکر کز سخنم میریزد/ اجر صبری است که از آن شاخ نباتم دادند. شاخ نبات اولین بار در شعر حافظ آمده است و بعید است در زندگی حافظ بوده باشد.
واقعاً از کجا معلوم که دختری به این نام نبود؟ این هم نکتهای است که باز باعث تردید میشود. ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که بوده و نمیتوانیم مطمئن باشیم که نبوده. یک قرن بعد از حافظ در تذکره نفحاتالانس جامی شعر حافظ ارزیابی میشود اما این ارزیابی تنها به اندازه یکسوم یک صفحه است. در این ارزیابی آمده که هیچ سخنی در شعر حافظ نیست برای کسی که صوفی باشد. اما این تذکره و تذکرههای بعد از آن درباره زندگی حافظ خموشند تا دوران تاریخ ادبیاتنویسی یعنی کمتر از یک قرن پیش. در اولین تاریخ ادبیاتها، هرچه تلاش شده نتوانستهاند، زندگی حافظ را جور کنند. بعد از این، زندگینامه حافظ با نام «حافظ شیرینسخن» توسط محمد معین صاحب فرهنگ معین نوشته شد، که هم زندگینامه عادی اوست و هم زندگینامه فکر و فرهنگی او که با یادداشتهایی از دکتر معین و به همت دختر دانشمند ایشان مهدخت معین بالغ بر دو جلد جمعآوری شده است. همچنین اثر دیگری هم هست که به زندگی حافظ و سلسلههای زمان حافظ اختصاص دارد که با نام «از کوچه رندان» و به همت شادروان دکتر عبدالحسین زرینکوب نوشته شده است. این کتاب یک جلد است و خیلی حجیم نیست اما کتاب پر اطلاعی است چون استاد زرینکوب هم ادیب بودند و هم تاریخنگار و در نهایت یک زندگینامه هم به قلم محمد گلاندام نوشته شده، کسی که دیوان حافظ را جمعآوری کرده است و از دوستان حافظ بود. البته گلاندام یکی، دو نفر از استادان حافظ را نام برده است.
در میان کتابهای نوشته شده کدام یک از نظر شما کاملتر است؟ به نظر من هنوز زندگینامه دقیق و درستی درباره حافظ نوشته نشده است و هیچکدام از کتابهای نوشته شده معتبرتر از دیگری نیست. متأسفانه کتابی درباره حافظ نیست که درباره خانواده، کودکی، جوانی، بزرگسالی و پیری، تحصیلات یا استاد و شاگردی او اطلاعی به ما بدهد. به نظر من جای آن دارد که یک زندگینامه درباره حافظ نوشته شود و با محبوبیت عظیمی که حافظ در بین مردم ما و دیگر فارسیزبانها دارد، بسیار خوب است که یک سریال از زندگی او ساخته شود. البته لازمه سریال تدوین زندگینامه حافظ است که بتوان آن را به فیلمنامه تبدیل کرد.
با اطلاعات موجود این امکان هست که چنین زندگینامهای برای حافظ نوشته شود؟ به نظرم بله، ممکن است. یک کتاب مهم دیگری هم مرتبط با حافظ نوشته شده که لازم است به آن هم اشاره کنم؛ تاریخ عصر حافظ به قلم مرحوم دکتر قاسم غنی که با مرحوم علامه قزوینی در تصحیح علمی دیوان حافظ همکاری داشت.
چه چیزی در زندگی، شخصیت با دوره زیست حافظ بوده که باعث شده اینطور از سوی تاریخ نویسان و تذکرهنویسان مغفول بماند؟ حافظ انسان کامروا و بختیاری بوده و در زمان خودش هم شهرت و اعتبار داشته، اما از این منظر دوستداران حافظ دستشان خالی مانده. در مورد مولانا یا برخی دیگر از شعرا و بزرگان ما شرح احوال نوشته شده یا اینکه زندگینامه خودنوشتی از آنها در دست است. اما در مورد حافظ هیچکدام از این اتفاقها رخ نداده، مگر اینکه حالا کسی برمبنای همه تاریخهای عصر حافظ و آثار دکتر غنی، دکتر معین، دکتر زرینکوب و چندین و چند تاریخ دیگر مانند تاریخ گیتی یا کتبی که به سلسله آلمظفر اختصاص دارد و بسیاری منابع تاریخی دیگر، برای حافظ زندگینامه بنویسد. این زندگینامه میتواند با اندکی تخیل سامانمند و باورپذیر به فیلمنامهای تبدیل شود که مردم را در چند قسمت با شمسالدین محمد آشنا کند. من همینجا قول میدهم در انجام این کار همفکری کنم و بعد از پایان کار، آنرا ارزیابانه بررسی کنم.
جنس شعر حافظ چیست که این همه سال با ما همراه بوده و در طول قرون و اعصار مختلف به حیاتش ادامه داده است. چه ویژگیهایی شعر حافظ را ماندگار کردهاند؟ مقالهای نوشتهام به نام «چرا حافظ همیشه با ماست» برای جشننامه استادم منوچهر مرتضوی استاد و رئیس پیشین دانشگاه تبریز که پیش از چاپ، بخشهایی از آن را برایتان میگویم. در این مقاله به حدود 20 دلیل درباره شخصیت و شعر حافظ و تفاوتهای او با دیگران اشاره کردهام. مهمترین وجوه اهمیت و راز ماندگاری حافظ این است که او برخلاف بسیاری از شاعران همعصر خود چون سلمان ساوجی، ناصر بخارایی، کمال خجندی و. . . فقط یک شخصیت ادبی نیست. او علاوه بر مسائل ادبی به مسائل ابدی هم پرداخته است.
نکته دوم به تنوع و تعدد مضامین و معانی در شعر حافظ ارتباط دارد که بسی بیشتر از هر شاعر دیگری حتی سعدی است. در کتاب جمع پریشان به قلم علیاکبر رزاز که من توفیق ویرایش آن را داشتم، به بیش از 200 مضمون یا معنای بلند یا مفهوم کلیدی در شعر حافظ اشاره شده است. نکته سوم توانایی حافظ در آفرینش معانی با ساختن و پرداختن مضامین خردهریزههای درونشعری است. مثل رابطه گل و بلبل، شمع و پروانه، ذره و خورشید، قطره و دریا و. . . که در معنا به مسائل مرتبط به زندگی میپردازند و حتی مسائل سیاسی و اجتماعی دوران را پنهان و آشکار مطرح میکند. نکته چهارم مؤثر در ماندگاری شعر حافظ دستورمندی و فصاحت شعر حافظ است. حافظ هم به اندازه سعی اصفحالمتکلمین است اما شاعری مانند حافظ در کل ادب فارسی نداریم که عبارت و جملات او تام و تمام بر وفق دستور زبان فارسی باشد و حافظ حتی به ضرورت وزن و قافیه هم جای کلمات را خیلی تغییر نداده است. نکته دیگری که در ماندگاری حافظ نقش دارد اصلاحگری اجتماعی و انتقادگری اوست. در عصر او دو نهاد شریعت و اهواب از جاده عرف و اخلاق انحراف پیدا کردند و حافظ در مقام مصلح اجتماعی و با تعبیرات طنزآمیز به آنها پرداخته است. نکته هفتم اینکه حافظ دعوت به گذران خوش داشته به جای خوشگذرانی. هشتم اینکه حافظ دعوت به عشق و رندی میکند، این دو پیام و دو دستاورد شعر اصلی حافظ است. دعوت به اخلاق یکی از ویژگیهای مهم شعر حافظ است تا آنجا که در کمترین غزلی از حافظ است که او دعوت به اخلاق حسنه و نفی خودبینی و بخل نکند. از دیگر عناصر مؤثر در ماندگاری شعر حافظ میتوان به زیباییآفرینی او اشاره کرد. سخن حافظ چه در وصف طبیعت و باغ و بهار باشد چه انتقاد از تباهی روزگار و چه بیان حکمت و اخلاقیات، زیبا بیان میشود. زیبایی شعر حافظ نه طبیعی است نه مصنوعی و نه خیالین. ویژگی دیگر شعر حافظ طنز کمرنگ آن است و در نهایت اینکه حافظ حافظه ماست به این معنی که حافظ سخنگوی ضمیر ناخودآگاه جمعی اقوام ایرانی و فارسیزبان است.
دو نکته مهم هم در شعر حافظ هست که یکی خاص حافظ است و دیگری در اشعار دیگر شعرا هم دیده میشود. طربناکی شعر حافظ ویژگی شعر او و برخی شاعران دیگر است که حتی یک وزن نامطبوع در اشعار او دیده نمیشود و نکته انحصاری درباره حافظ این است که او اسطورهساز است. حافظ تنها شاعری است که نه فقط واقعیتهای روزگار خود را به زیبایی بیان کرده، بلکه با طبع خلاق خود اسطورههای رند، پیر مغان، خرابات مغان و. . . را ساخته است.
اینها و بسیاری از نکات گفته و ناگفته باعث میشود ما انس عمیقتری با شعر حافظ پیدا کنیم. به قول ظریفی حافظ با ما نوجوان است، با ما جوانی میکند، با ما میانسال میشود، با ما به پیری و فرطوتی میرسد.
با این نکاتی که اشاره کردهاید به اعتقاد شما واقعاً شعرهای حافظ عارفانه است و او وقتی از می و مطرب و میخانه و. . . میگوید مفاهیم دیگری را در نظر دارد یا نه؟ به اعتقاد من حافظ هم نظراً و هم عملاً عراف بوده است و تجربهها و دانش عرفانی داشته اما نه مؤسس مکتبی در عرفان است و نه اینکه همه شعرهایش عرفانی است. در مقایسه با شاعرانی چون مولانا، سنایی و عطار؛ عرفان حافظ حداکثر به اندازه عرفان سعدی است. به عبارتی آن شاعران عارفان شاعرند و این دو شاعران عارف. اگر برای عارفان شاعر، عرفان اصالت دارد برای حافظ شعر است که اصالت دارد. البته من با دیدگاه دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی هم مخالف هستم که میگویند استفاده حافظ از عرفان مانند استفاده از اصطلاحات شطرنج است. من هم با سرپا عرفانی تفسیر کردن شعر حافظ مخالف هستم و هم با عکس آن.
به نظر شما تنوع مضامین در شعر حافظ باعث شکلگیری فال حافظ شده یا همین عرفانی که شما هم تا حدی به وجودش در اشعار حافظ اعتقاد دارید؟ ایهام و البته تأویلپذیری شعر حافظ نقش زیادی در شکلگیری فال حافظ داشته است. ایهام، صنعتی شعری است که از یک کلمه دو یا چند معنا برداشت میشود و استادان حافظ از جمله کمالالدین اسماعیل، خواجو و سعدی دست توانایی در انواع ایهام داشتند. در حقیقت مهمترین صنعت معنوی در شعر حافظ ایهام است اما وسعت کلام حافظ فقط مبتنی بر ایهام نیست. شعر حافظ تأویلپذیر هم هست.
تأویلپذیری از وجوه تمایز شعر حافظ با شاعران پیش و پس از اوست و همین ویژگی است که باعث شده از گذشته دور تاکنون با شعر حافظ فال میگیرند. وسعت و تنوع معانی پایگاهی برای پاسخ دهی به نیات میشود و به اعتقاد من فالهای شگفتانگیز و پاسخدهنده شعر حافظ در طول قرنها به جنبه متافیزیکی و ارتباط با جهان غیب مربوط است و تنها به بافت شعر حافظ ربط ندارد. در اینباره شرح و بسط کافی را در کتاب فالهای شگفتانگیز حافظ دادهام که با همکاری دوست دانشمند و حافظپژوهم استاد فانی تبریزی نوشته شده و به زودی نشر آیدین تبریز آن را منتشر خواهد کرد.
منبع : خبر آن لاین
|
|
|