سه شنبه 18 فروردینماه 1388به من رسید این رویا/سیدعلی صالحی شعر هفته – سید علی صالحی
به من رسید این رویا
که بگو مردمانت منتظرند
همه ی زخم ها
شفا می یابند
همه ی آرزوها
برآورده می شوند
همه ی رویاها
به راه خواهند آمد
و من از آن آمده ی آسمانی پرسیدم:
تا کی تحمل این همه؟!
و او با من با زبانی شگفت سخن گفت
کی بود و کجا بود
بی سمت ، بی سایه ، بی نبود
نبود بود و نه بود
نیستی نبود
هستی ، هوا ، کی ، کجا!
نه پائین و بالایی نه ،
نه دوش و نه فردایی نه ، حالایی نه!
نه آب و نه خاک ، نه ذهن و نه زاد
نه آتش ، نه باد
کی بود و کجا بود
بی مرگ ، بی زندگی ، بی با
نه بر ، نه بو ، نه سو
شب نبود و روز نبود و هنوز نبود
در آغاز ، آغاز آمد
آمده ی آغاز بود
و رازها به راه...!
تاریکی تمام
تمام هرچه تمام
بی سمت ، بی سایه ، بی نبود
اشاره نبود
که بعد روشنایی از وهم آفرینش آمد!
و آب ، و آسمان ، و بوی بخار هوا
عشق آغاز شد
و بادها وزیدن گرفت
آمده ی عزیز من آمده بود
بی سمت ، بی سایه ، بی نبود
گفت:زودا...!
و رفت ، و ما دیدیم ، و ما علائمی عجیب
در آسمان آبی اسفند و ستاره دیدیم
که همه ی زخم ها شفا می یابند
همه ی آرزوها برآورده می شوند
و همه ی رویاها
که به راه...!