براي عضويت در خبرنامه آدرس ايميل خود را وارد فرماييد



جست و جو در سايت



kaneh-honarmandan.gif

adabestan.gif

fars.gif

ilna.gif

isna.gif


 

 

  • چهارشنبه 3 بهمنماه 1386نگاهى به مجموعه شعر «كبريت خيس»، سروده عباس صفارى


    نگاهى به مجموعه شعر «كبريت خيس»، سروده عباس صفارى
    زمان علف خرس نيست


    گروس عبدالملكيان


    در مكتب هاى متاخر دوران مدرنيسم گاهى با اين مسئله روبه رو مى شويم كه يكى از شاخص هاى اصلى شكل گيرى آثار هنرى، نه دستكارى در ساختارها يا چينش دوباره قطعات جهان در شكلى ديگر...، بلكه تنها زاويه ديد هنرمند است كه با كمى تغيير نسبت به نگاه عموم، زاويه اى جديد براى ديدن اشيا يا مسائل ذهنى زندگى روزمره مى سازد. به طور مثال، در يكى از آثار هنرمندان تجسمى مى بينيم كه خالق اثر تنها با برگرداندن يك صندلى، ديد تازه خود را در قالبى هنرى نسبت به جهان اعلام مى دارد يا در عكسى تاثيرگذار (اثر هنرى آگودلو) با تصويرى از ميدان گاوبازى مواجه مى شويم كه نه به شكل مستقيم، بلكه اين بار از زيرپاى تماشاگران به گاوباز و گاو نگريسته شده است. مضمونى هنرمندانه كه در همان نگاه اول نشان مى دهد كه برخى انسان ها بازيگران برخى ديگرند و حتى با نگاهى عميق تر به اين اثر مى توان با نقد انديشه دكارتى نسبت به جايگاه ابزارى حيوانات در جهان مدرنيته مواجه شد.
    با توجه به هدف و نگاه عباس صفارى در مجموعه شعر كبريت خيس، انتخاب زبان روزمره در غالب شعرها انتخابى است هوشمندانه، كه معمولاً از دو آبشخور عمده شكل گرفته است. اول گسترش جسورانه دايره واژگان به سمت و سوى زبان معيار و اجازه ورود به كلمات و اصطلاحاتى عاميانه از قبيل حساب سرانگشتى، خرت و پرت، سيب زمينى، عجالتاً، اطو، بكس و باد، دستپاچگى، شوت كردن، سمبل و... كه باعث ايجاد يگانگى مخاطب با متن مى شود و دوم انتخاب همنشينى هاى معمولى و در واقع استفاده از نحوى ساده كه به همان يگانگى و همخونى مخاطب با اثر انرژى بيشترى مى بخشد. البته به هر دو مسئله بالا مى توان از منظرى آسيب شناسانه نيز نگريست كه در پايان اين متن به آن پرداخته مى شود.
    به هر حال انتخاب چنين زبانى با شاخصه هايى كه مطرح شد به عباس صفارى كمك كرده است كه به هدفى از پيش تعيين شده نزديك تر شود و به مخاطبانش كمك كند كه با ظرافت هرچه تمام تر به ساده ترين مسائل دنيا از زاويه اى ديگر بنگرند. يعنى اتفاق برانگيزى هنرى را نه تنها در شكستن ساختارها و ايجاد جهانى ديگرگون، بلكه بيشتر در شكل دادن به زاويه ديد مخاطب و تغيير آن در نگرش به حالات ايجاد مى كند و مخاطب را به تامل در كنار مسائلى كه شايد تا به حال روزمره مى نموده اند، وا مى دارد تا به كشفى جديد دست يابد. بنابراين كتاب كبريت خيس را مى توان در زمره آثارى قلمداد كرد كه تمامى دنيا را اثر هنرى مى دانند به شرط آنكه هر روز نوبه نو و از زاويه اى ديگر به اجسام و اشكال و اذهان بنگريم.
    از master card/ يا اداره ماليات بر درآمدى كه ندارم/ اگر زنگ زدند/ بگو رفته است كشمير/ گوى چوگان گمشده اورنگ زيب را پيدا كند/ و معلوم نيست كى برمى گردد/ نخند عزيزم!/ سوءتفاهم فرهنگى/ سريع تر از وعده پوچ/ دست به سر مى كند مزاحم را. (كبريت خيس، ص ۱۲)
    در سطر هاى فوق مى بينيم كه در شكلى بسيار ساده به يكى از مسائل پيچيده فلسفه پسامدرنيسم يعنى تفاوت بازى هاى زبانى در فرهنگ هاى مختلف پرداخته شده است و البته در راستاى مقدمه گفته شده مى توان ديد كه لحن و زبان اين سطر ها آنقدر ساده است كه انگار دوستى عادى يا فردى عامى به بيان مطلبى فلسفى مى پردازد و دقيقاً همين جا است كه شاعر به ما نشان مى دهد كه زاويه ديد مخاطب و تامل در كنار اتفاقات جهان چقدر مى تواند در تكامل يك اثر هنرى سهيم باشد. يعنى پازلى كه شاعر و مخاطب با هم آن را مى چينند و اين پازل با هر مخاطب شكلى ديگر پيدا مى كند.
    لازم نيست دنيا ديده باشد/ همين كه تو را خواب ببيند/ دنيايى را ديده است/ از ميليون ها سنگ همرنگ/ كه در بستر رودخانه برهم مى غلتند/ فقط سنگى كه نگاه ما بر آن مى افتد/ زيبا مى شود.
    تلفن را بردار/ شماره اش را بگير/ و ماموريت كشف خود را/ در شلوغ ترين ايستگاه شهر/ به او واگذار كن/ از هزاران زنى كه فردا/ پياده مى شوند از قطار/ يكى زيبا/ و مابقى مسافرند.(در ايستگاه مترو، ص ۴۴)
    در شعر در ايستگاه مترو قياس شاعر بين دو ديدگاه كلى نگر و جزيى نگر و ستايش زيبايى شناختى اى كه از نظر شاعر از دريچه ديدگاهى جزيى نگر در اين شعر پديد مى آيد، دليل ديگرى است بر نگاه و انديشه مدرن شاعر كه حركت از جزء به سمت كل را مطلوب تر و هنرمندانه تر دانسته، به نحوى كه اين نگاه در غالب شعر هاى كتاب به وضوح مشهود است.
    در اين بررسى كوتاه، به برخى از موضوعاتى كه مى توانست با تاملى بيشتر در زبان، به انسجام، فضا سازى، روند سريع تر در شكل گيرى ساختارها و در نهايت به تاثير گذارى بيشتر برخى شعرها بينجامد به اختصار اشاره شده است.
    اگرچه در غالب شعر هاى اين كتاب اجازه ورود به برخى از واژگان و اصطلاحات عاميانه به جهت دلايلى كه بيان شد، مقبول مى نمايد اما در برخى ديگر از آثار با توجه به فراهم نيامدن بستر مناسب براى كلمه مورد نظر باعث ناهمگونى شعر شده است و يا استفاده از نحو ساده نيز گاهى كه اتفاقات درونى شعر كمرنگ تر مى شود موجب اين آسيب شده است كه شعر را تا اندازه اى به سمت و سوى نثر مى غلتاند، هرچند در مواردى معدود.
    در بعضى از شعر ها نيز رعايت نكردن ايجاز كه گاهى به دليل فراهم آوردن ساختار كامل منطقى و گاهى نيز به دلايل ديگر ايجاد مى شود، تا حدى به همان مسئله نثر گونگى دامن زده است. به طور مثال در شعر نگو، توصيف هاى طولانى در مورد پرنده يا زمان، روند شعر را كند كرده است. يعنى پنج سطر در خدمت فضا سازى پرنده اى قرار مى گيرد كه تازه خود مقدمه منطقى سطر (بى نام و نشان تر از پرنده كه نيستى) است:
    پرنده اى كه پر مى كشد ار آشيان/ نه آدرسى دارد/ نه شماره پروازى/ نه قرار ملاقاتى/ شاخه هيچ درخت و/ نرده اى كه هيچ بالكنى را نيز/ به نامش ثبت نكرده اند./ بى نام و نشان تر از پرنده كه نيستى.
    البته اين انتظار در كتاب كبريت خيس وقتى به وجود مى آيد كه در بسيارى از سطر هاى همين كتاب با توانايى شاعر در سرايش موجز مواجه مى شويم. به طور مثال آفرينش تركيب هايى ظريف به جاى توصيفاتى چند سطرى كه از اطناب شعر جلوگيرى مى كند. مثلاً تركيب گنجشك هاى بى برنامه در سطر هاى زير:
    دلم مى خواهد.../ از هزاران گنجشك بى برنامه اين شهر/ دوتاشان هم روبه روى من بنشينند.

صفحه نخست
اخبار ادبی
شعر هفته
شناختنامه شاعران
آمدگان و رفتگان
مقالات ماه
معرفی و نقد کتاب
گفتگوی ادبی
شعر ترجمه
فعالیتهای انجمن
انتشارات انجمن
درباره ما
تماس با ما
 

صفحه نخست ، اخبار ، شعر هفته ، معرفي شاعر ، مهمان ماه ، شبهاي شعر ، گفتگوي ادبي ، كتابخانه صوتي
سفرهاي شاعرانه ، محصولات فرهنگي ، در باره ما ، تماس با ما