|
|
|
|
- پنجشنبه 31 فروردینماه 1385پدر شعر سپید عرب
پدر شعر سپید عرب درگذشت
انجمن شاعران ایران: «محمد الماغوط» در سال 1930 در سوریه به دنیا آمد. ذهن شاعرانه، نگاه اجتماعی و نوشتههای انتقادی او موجب شد تا در سال 1955 به مدت 9 ماه زندانی شود، همانجا با «آدونیس» آشنا شد، که این آشنایی موجب شد تا «آدونیس» از «الماغوط» در راهاندازی مجله شعر کمک بگیرد. او پنج مجموعه شعر و تعدادی نمایشنامه طنز انتقادی بر جای گذاشته است. تمام صاحبنظران عرب او را پدر شعر سپید و بزرگترین طنزنویس معاصر عرب به شمار میآورند. الماغوط در نثر نیز سبکی ویژه دارد. کتاب او با عنوان جنجال برانگیز «به وطنم خیانت خواهم کرد» تأیید کننده این سخن است. سخنانی که او در هجو اوضاع حاکم بر جهان عرب نوشته از نیشدارترین حرفهایی است که یک صاحب قلم عرب زبان میتواند بنویسد. «محمد الماغوط» پس از گذشت هفتاد و شش سال در چهارده فروردین ماه سال جاری بر اثر ایست قلبی درگذشت. کتاب «شادی حرفه من نیست» او در سال 1370 و با ترجمه موسی بیدج در ایران به چاپ رسیده است.
حق با شعر است
ای خدای آفریننده موسی و فرعون با هم که قادری جرج کوچک را به یک گنجشک یا یک سوسمار بدل کنی؟ ای خدایی که شیطان را از فرشته خلق کردهای و آتش را از دل آب بیرون کشیدهای حوا را از پهلوی چپ آم خلق کردهای و اسمه بن لادن را از پهلوی چپ بوش ای خدای آفریننده بادمجان و سازمان ملل خدای آفریننده شورای امنیت و منچ! من دنبال آدرس معجزات پیامبرانت میگردم. ای خدای آفریننده عراق و واشنگتن با هم که عراق را سرزمین تمدنهای کهن کردی و واشنگتن را سرزمین موشک و گاومیش ای خدای آفریننده شعر و نطقهای بچهگانهی رؤسای جمهور با هم بگو که حق با شعر است و سنبلهها نه با بمبهای خوشهای ای خدای آفریننده برجها از نفت خدای آفریننده کودکان ناصریه و بغداد از استخوان باغهای معلق خدای آفریننده استالین و مناخیم بگین خدای آفریننده آواکسها و مارکسها که صدام را بر سرزمین «حمورایی» معلق کردی شاه کویت را در قوطی کبریت جا دادی ای خدای مقبرههای دسته جمعی جنوب عراق از وادی السلام نجف هود و صالح را با معجزهای به سوی ما برگردان ما منتظر معجزهای جز نفتیم پس ای قهوهخانهها و قلیانهای اعراب یک قدم به پیش ای عیاش خانهها با رقاصهایتان یک قدم به پیش ای قوطی کبریت شعبده که از آن جعبه واکس و فرچه بیرون میآید یک قدم به عقب ای «اردوغان» و «گل» دقیقه نود در دروازه خودی که آسمانت را چوب حراج زدی یک قدم به عقب خدای من «مظفر النواب» چه مینویسد حالا «محمد الماغوط» در قهوهاش کدام شعر را پنهان کرده است؟ ای خدای آفریننده شعر و «شیلر» خدای آفریننده «خیام» و «حافظ» و «گوته» خدای آفریننده «لورکا» و «نرودا» و «ریتسوس» چه میشدبه جای «هانتینگتون» و «تونی بلر» و «جک استروا» به جای «بوش» و «رامسفلد» و «پاول» با هم یک «الیوت» میآفریدی یا دست کم از آن همه گاوان «سرزمین هرز» یک گنجشک خلق میکردی یا حتی یک سوسمار!
* مترجم: هادی محمدزاده
|
|
|