|
|
|
|
- چهارشنبه 3 اسفندماه 1384حلقه مهر-27 بهمن
انجمن شاعران ایران/ پنج شنبه/ حلقه مهر/ 27 بهمن 1384
در حیات بیهوای ما که پای پیچکی پیچ میخورد مدام یک درخت دوست داشت جای ریشههای خستهاش دو بال بود راز ریشههای پیچک و درخت انتظار تلخ طعم یک اسارت مقدس است لحظهای به بالهای من نگاه کن من همان درخت پا برهنهام که کفشهای خیس و پارهاش زیر خاکهای این حوالی غریب گم شده است - سمانه صفا نسب «داستان پدر»
دهانم نمی داد هرگز بوی تند سیگار عصر جوانی کجایی که یادت بخیر کنار پدر هیچ گاه نشد پای من از سر غفلتی هم دراز و شرمم مرا کشت که بر زانوی او سر سپارم به بالش و چیزی بخواهم به خواهش عجب داستانی! *** سبیلهای نورس کنار لبم بود نگاهم نمی کرد و در لحظهی سبز سربازی ام – - دید با تیغ ناسِت تراشیدهام صورتم را به من گفت: تلگراف بفرست و من بودم و لحظههای غم آلودهی پادگانی کجایی جوانی! *** پدر برکت فصلها پدر غربت نسلها بود من از هیبت سادهی چشمهایش به یک عصر از دست رفته به یک پنجره رو به کوی «سی تیر» - - زُل میزدم به یک روزگار پر از یاس به یک شمعدانی *** پدر با قنوتش گره خورده بود پشه بند او در حوالی خر پشته معنای – - یک زمزمه بود و هر سال شصت و دو روز دلش پیش هنگامهی «القمه» بود و هر گاه قنسول مو قرمزی میگذشت – - از کنارش غمش می گرفت و در چشمهایش غباری پر از گریههای نهانی عجب ماجرایی، عجب داستانی!
- حسن فرازمند
|
|
|