براي عضويت در خبرنامه آدرس ايميل خود را وارد فرماييد



جست و جو در سايت



kaneh-honarmandan.gif

adabestan.gif

fars.gif

ilna.gif

isna.gif


 

 

  • پنجشنبه 1 دیماه 1384دستی بر آب

    دستی بر آب خیره شد، برد نام تو
    تا بي بهانه ياد كند از مقام تو


    از اينكه قرنهاست برايت سروده‌اند
    ثبت است در جريده عالم دوام تو


    از مكه كندي و دل كعبه چنان گرفت
    كامد سياهپوش به بيت الحرام تو


    صدها هزار گرگ گرسنه كه يافتند
    خود را حقير و گمشده در ازدحام تو


    اي شير نيزه زار چه كردي كه قرنهاست
    شمشير مي زنند دليران به نام تو


    بعد از تو آب‌ها همه دريا شده اند
    طوفان به پاست از عطش انتقام تو


    با زخم مشك و چشم برادر گريستند
    يك عمر، يك فرات، غريبان شام تو


    صبحت سري به سجده و شامت سري به طشت
    نازم به حسن مطلع و حسن ختام تو
          مهدي نوري
    *
       در اين شعر قافيه مفعول بود و در چند مورد «را» حذف شده بود. دیگر اينكه صفاتي كه در اين شعر به كار برده شده بود فقط جنبه زينتي داشت. ما بيش از اينكه از يك صفت به عنوان يك زينت صرف انتظار داشته باشيم يا به تعبيري بدبينانه به صورت وزن پركن، انتظار داريم كه صفت نقش كليدي ديگري در ساير اجزا و اركان شعر داشته باشد.



    *
       داستان از اين قرار است كه در ادبيات كلاسيك هر قالبي ويژگي هاي صوري و باطني خودش را دارد. جداي از بحث ساختار هر قالب كه با توجه به فرم آن مي تواند نامهاي مختلفي مثل غزل، قصيده، مثنوي يا هر چيز ديگري داشته باشد، مضمون قالبها هم اهميت ويژه‌اي دارد. مثلا اگر بخواهيم چيزي را روايت كنيم، با توجه به ظرفيتهاي قالب فارسي، سراغ قالب مشخصي خواهيم رفت. يعني تجربه نشان داده است كه مثنوي ويژگي‌هايي دارد كه براي روايت كردن به راحتي مي توان از آن بهره جست. يا اگر خواستيم چيزي يا كسي را مدح كنيم قطعا سراغ قصيده خواهيم رفت، چرا كه قصيده به گونه‌اي براي مداحي ساخته شده است. يعني در مدح نياز به اطناب داريم. نياز به يك محور عمودي مثل قافيه در قصيده داريم، نياز به يك زبان فاخر براي مديحه سرايي داريم كه قالب قصيده اين زبان و اين ابزارها را در اختيار شاعر به گونه اي قرار مي دهد كه مخاطب هم مي تواند به راحتي با شنيدن آن لذت كافي را ببرد. اما مشكل غزل آقاي نوري و غزلهايي از اين دست كه كم هم نيستند اين است كه شاعر در قالب غزل به مدح يك شخصيت مي پردازد.
       غزل محل ارايه ايدئولوژي و نگاه تازه شاعر به هستي است كه در عين ايجاز و با هر بيت خواننده را دچار شگفتي، تامل و لذت مي كند. پس اگر كسي در قالب غزل به مدح ديگري بپردازد قطعا موفق نخواهد شد، چنان كه ذكر شد براي مدح نياز به گونه‌اي ذكر گفتن، اطناب و ايجاد فضاي مناسب است كه در غزل با توجه به ايجاز و ظرفيتهايي كه در آن است، امكان پذير نيست. البته اين موضوع مانند تمام مباحثي كه در نقد شعر نسبي هستند، اما آنچه كه امروز ديده مي شود تجربه مدح شخصيتهاي مختلف به ويژه در ژانر شعر مناسبتي است كه تا به حال نتوانسته مخاطب جدي خود را اقناع كند.

صفحه نخست
اخبار ادبی
شعر هفته
شناختنامه شاعران
آمدگان و رفتگان
مقالات ماه
معرفی و نقد کتاب
گفتگوی ادبی
شعر ترجمه
فعالیتهای انجمن
انتشارات انجمن
درباره ما
تماس با ما
 

صفحه نخست ، اخبار ، شعر هفته ، معرفي شاعر ، مهمان ماه ، شبهاي شعر ، گفتگوي ادبي ، كتابخانه صوتي
سفرهاي شاعرانه ، محصولات فرهنگي ، در باره ما ، تماس با ما