براي عضويت در خبرنامه آدرس ايميل خود را وارد فرماييد



جست و جو در سايت



kaneh-honarmandan.gif

adabestan.gif

fars.gif

ilna.gif

isna.gif


 

 

  • دوشنبه 7 شهریورماه 1384شعـر يا معمـا؟

    شعـر يا معمـا؟


    حلقه مهر اين بار با حضور منوچهر آتشي، ساعد باقري، سهيل محمودي و اسماعيل اميني اتفاق افتاد.
    و بـاز هـم ساعـد باقـري:
         بهترين شكل استفاده از وزن در شعر نو نيمايي يا همان استفاده غير متكلفانه از آن، اين است كه مخاطب بدون اينكه آشكارا متوجه وزن باشد از آهنگين بودن شعر لذت ببرد.
         عوام تصور مي‌كنند شاعر كسي است كه كلمات را خوب كنار هم بچيند و از پس وزن و قافيه برآيد. حتي گاهي پيدا كردن كلمه‌اي به عنوان قافيه شاعر را براي شعر گفتن وسوسه مي‌كند. در صورتي كه در شعر اولين چيزي كه مهم است نگاه شاعرانه است.
         علي‌رغم تكرار در موسيقي ظاهري شعر، شعر تكرار نيست. در گذشته هم وقتي شاعران مجبور به تكرار يك ساخت بودند سعي مي‌كردند با بدعت در معني اين تكرار را دلچسب كنند.
         كار بعضي شعرها تجزيه و تحليل و يا حل كردن معماست. كه اين شعرها بسيار خودآگاهند. در صورتي كه شعر كاملاً در ناخودآگاه اتفاق مي‌افتد.
         برخي كساني كه شعر سپيد مي‌گويند نداشتن نظم در ذهن و در نتيجه بي‌نظمي در كار خود را با اتكا به سياليت ذهن توجيه مي‌كنند. در حالي كه سيال ذهن بوجود آوردن نظمي جديد در دل بي‌نظمي است.
         مهم‌ترين هنر در لحظه آفرينش اين است كه هم شاعر باشي و هم مخاطب. يعني بايد يك بار هم شعر را از ديد مخاطب و بدون هيچ پيشينه ذهني خواند و همه راه‌هاي ارتباطي را نبست.
         شكل ظاهري برخي آثار و زبان آب و رنگ‌دار آن و تيپي كه اثر ارائه مي‌دهد بعضي را از اينكه به راحتي بگويند كه با كار ارتباط برقرار نكرده‌اند؛ مي‌ترساند.


     شعر پنجشنبه‌ها


    (1)
    مي‌گويم مجنون
    مي‌لرزم
    ليلي وزيدن گرفته است.
                                        ابوالفضل جلال


    (2) 
    سرا پايت
    عبور مكرر بهار است
    بر برف تنم
    مگر به اشارت سبزينه‌اي باشد
    مثل چشمان تو
    ور نه
    عشوة سپيد زمستان
    به هيچ نيرنگ،
    رنگ نمي‌بازد.


    از خراميدن تو به قلبم بود
    كه ماه ياد گرفت
    چه سان
    پا بگذارد
    ميان شاخه‌هاي تو در تو
    در بيشه‌هاي تاريك و منزوي


    و خورشيد
    ادامة تو بود
    كه كارش نبود
    جز آن كه
    کسالتِ صد زمستان تنهايي‌ام را
    بشوراند.
                                                    حسين شهرابي

صفحه نخست
اخبار ادبی
شعر هفته
شناختنامه شاعران
آمدگان و رفتگان
مقالات ماه
معرفی و نقد کتاب
گفتگوی ادبی
شعر ترجمه
فعالیتهای انجمن
انتشارات انجمن
درباره ما
تماس با ما
 

صفحه نخست ، اخبار ، شعر هفته ، معرفي شاعر ، مهمان ماه ، شبهاي شعر ، گفتگوي ادبي ، كتابخانه صوتي
سفرهاي شاعرانه ، محصولات فرهنگي ، در باره ما ، تماس با ما