براي عضويت در خبرنامه آدرس ايميل خود را وارد فرماييد



جست و جو در سايت



kaneh-honarmandan.gif

adabestan.gif

fars.gif

ilna.gif

isna.gif


 

 

  • چهارشنبه 5 مردادماه 1384تولد پنجشنبه

       بايد اين قدر شلوغ مي‌شد. خوب تولد بود. آن هم تولد يك سالگي. قرار بود يك تولد حسابي بگيريم. "حلقه مهر" شايد اولين اتفاقي بود كه خبر يك سالگي اش را به خبرگزاري‌ها داد و به روزنامه‌ها. خودمان هم باور نمي‌كرديم اين قدر زود بگذرد. انگار حالا نه همين ديروز ولي مثلاً هفته پيش بود كه ساعد باقري خبر داد كه قرار است "حلقه مهر" "باشد".
       قرار بر اين بود و هست كه "حلقه مهر" فرصتي باشد براي بودن هر كس كه بخواهد، با هر سليقه‌اي و عقيده‌اي. فرصتي باشد تا اعضاي انجمن شاعران كه به انتهاي دوره عضويت خود مي‌رسند بهانه‌اي داشته باشند براي آمدن، براي شعر خواندن، براي نقد كردن. فرصتي باشد براي ارتباطي دائم و هميشگي با شاعران و انجمن شاعران.
       و به قول ساعد باقري مسئول اين جلسات: "شعر خوب مي‌خوانديم. شاعر را هم به اسم مي‌شناختيم ولي به چهره نه". و اين جلسات فرصتي شد براي شناخت. و حالا "هست". يك سال است كه "هست".
       "در شرايطي كه ادبيات بازيچه شده جاي خالي اين گونه جلسات بيشتر احساس مي‌شود".
      "م. آزاد اعتقاد دارد كه نقد در سرنوشت شعر موثر است. چون شاعر احساس مي‌كند كه شعرش مورد توجه قرار گرفته. اين يك سال نقد و بررسي روي بسياري از شعرها تاثير گذاشته".
    او مي‌گويد: "در هر حال كساني كه در اين جلسات حضور دارند از مسائل فرهنگي دور نيستند و اين اتفاق خوبي است".
    منوچهر آتشي مي گويد كه اين جلسات قابل انتقاد هستند اما حلقه مهر از پرجمعيت ترين و گرمترين جلساتي است كه در تهران وجود دارد.
    "من معتقدم تعداد كساني كه در هر جلسه شعر مي خوانند كمتر شود. بحث طوري شروع شود كه جلسه متوجه يك شخص خاص يا يك شعر خاص نشود و شعرهايي كه قرار است خوانده شود توسط دو سه نفري كه قرار است صحبت كنند ديده شود كه اظهار نظر كنند و جواب متقابل بدهند."
      او مي‌گويد: " در روزگار ما معمولاً افراد شنونده بودند اما امروز اكثراً شعر مي خوانند و كمتر گوش مي كنند."
       به عقيده سودابه اميني جلسات از كيفيت خوب و صميميت قابل توجهي برخوردار است. صرف نظر از بحث هاي جدي و تئوريك و البته گاه به گاه مي توان جنبه آموزشي تري به جلسات داد: "مثلاً اگر دوستاني مشخص شوند كه در هر جلسه روي مبحث خاصي درباره شعر صحبت كنند، بحث ها جدي تر و اجرايي تر شود. جلسات كمي عوض شده. افرادي كه جوان تر بودند و مخاطب جدي شعر نبودند توي جلسات راه پيدا كردند و خوب فضاي غالب جلسه را به سمت و سويي بردند كه هدف اوليه برگزاري اين جلسات نبوده.
      او مي گويد: "اين جلسات به برنامه ريزي جدي تري نياز دارد. درست است كه آدم هاي خاصي به جلسه دعوت مي شوند اما اين آدم هاي خاص بايد بدانند كه آدم هاي اصلي اين جلسه هستند يعني مثلاً من بدانم كه به عنوان مهمان نمي آيم تا مورد تكريم قرار بگيرم. حتي اگر آدم هاي خاصي به جلسه مي آيند نبايد از شعرشان با تعارف گذشت. به هر حال اين شعرها نياز به نقد دارد. نياز به نگاه هايي دارد كه از بيرون به شعر بنگرند. در جلسات اول آقاي باقري تاكيد بيشتري داشتند روي اينكه هر كسي توي جلسه شعر نخواند، هر كسي به جلسه دعوت نشود ولي بعد فكر مي كنم كه فضا  به فضاي عمومي تري تبديل شد."
       سودابه اميني ادامه مي دهد: "جلسه اي كه خاص شاعران با تجربه است بايد به لحاظ محتوي با جلساتي كه خاص شاعران نوآموز و نوپرداز است تفاوت داشته باشد. در هر حال اين برنامه ريزي جدي به لحاظ محتوي، به لحاظ فرم، به لحاظ ايجاد فضايي كه پذيرش نقد در آن وجود داشته باشد  و به لحاظ تعيين موضوعاتي كه براي جلسات مشخص مي شود بايد وجود داشته باشد. بايد براي همه افرادي كه در جلسه حضور پيدا مي كنند برنامه ريزي جدي انجام شود كه از حضورشان به طور جدي استفاده شود.بايد جلسات از طريق رسانه ها انعكاس بيروني داشته باشد و سعي كنيم كه نگاه هاي بيروني هم به فضا اضافه شود و ولو اينكه آن نگاه ها نگاه هاي حرفه اي نباشند. بحث ها و شعرخواني هايي كه انجام مي شود حتماً بايد انعكاس بيروني داشته باشد تا ديگران هم شاهد اين باشند كه در جلسات حلقه مهر چه مي گذرد."
    علي محمد مودب مي گويد: "اين جلسات با توجه به جايگاه خانه شاعران ايران و اساتيد معتبري كه در اين مجموعه حضور دارند جلسه ويژه و درخور توجهي نبوده است". او معتقد است كه جلسات مي تواند با استفاده از ظرفيت هاي ويژه انجمن و افراد مختلف حاضر در جلسات به بحث هاي جدي تري بپردازد." او ادامه مي دهد: "اضافه كردن برنامه هاي جنبي از جمله معرفي چهره هاي مختلف جوان در استان تهران و نقاط مختلف از جمله كرج، ورامين، شهرري، فيروزكوه و... كه مقوله شعر را به طور جدي دنبال مي كنند يا معرفي كتاب هاي مختلف و يا طرح بحث هاي مختلف دنياي شعر به طور آكادميك و جداي از فضاي دانشگاهي با توجه به صميميت فضاي جلسه و انجمن مي تواند به جلسات رونق بيشتري ببخشد."
    فاضل نظري از ديگر اعضاي حلقه مهر و شاعر "گريه هاي امپراطور" معتقد است كه جلسات حلقه مهر بايد براي علاقه مندان و شاعران ايجاد انگيزه كند و تنها ديدار با چهره هاي برجسته نمي‌تواند ‌آن انگيزه قوي براي حضور را ايجاد كند.
    نظري مي گويد: "عملاً جلسه حلقه مهر نتوانسته واقعاً حلقه مهر باشد هر چند ساعد باقري خود نگين اين حلقه بوده است كه البته اين مشكل متوجه آقاي باقري نيست."
    سينا علي محمدي از اعضاي دفتر و عضو حلقه مهر مي گويد كه اين جلسات مصداق اين بيت سعدي است: رهرو ‌‌‌‌‌آن نيست كه گه تند و گه ‌آهسته رود/ رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود. "حلقه مهر نه مثل جلسات كساني كه جلسه اي هستند خيلي آهسته و كند حركت مي كرد و نه مثل جلسات برخي ديگر از دوستان خيلي راديكال و تند بود. راه خودش را مي رفت و حالا با همه نواقصي كه داشت جلسه خوبي بود. اين جلسات در نفس نهايي غايتمند خود كه به نوعي دعوت از همه نحله ها و گرايش هاي ادبي روزگارمان است موفق بود. شاهد حضور چهره هايي بوديم كه بعضاً با همديگر پارادوكس و تضادي آشكار داشتند چه رسد به تضادهاي پنهان و ما برخورد عقايد را در اين جلسات شاهد بوديم."
      او سطح كارهاي ارائه شده در جلسات اين اواخر را ضعيف مي داند كه به زغم او باعث شده بود سطح نقد و بحث را هم پايين بياورد: "با يك نوع نگاه رو به رو بوديم و اين اواخر جلسه به جلسه‌ اي تك محور تبديل  شده بود. چند محور بودن حلقه مهر بارزترين وجه تمايزش از جلسات ديگر بود."
      مريم زورقي جلسات حلقه مهر را در مقايسه با جلسات ديگر متفاوت مي داند و مي گويد كه اين تفاوت، تفاوتي عميق فكري، معنوي و اخلاقي است: "حضور دائمي استاداني مثل ساعد باقري، منوچهرآتشي ، م.آزاد در اين جلسات غنيمت است."
    و حالا همه هستند: منوچهر آتشي، عمران صلاحي، حميد رضا شكار سري، هوشنگ شفا، ناصر فيض، قربان وليئي، اكبر آزاد و... . كلي هم شعر شنيديم:



    لبريزتر از هزار پيمانه شديم
    ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم
    ديديم گلي به روي ما مي‌خندد
    از پيله درآمديم و پروانه شديم
                                         عمران صلاحي



    وان شيخ كه نور مي‌دمد از جانش
    رويانده زمين تشنه را بارانش
    صد بوسه زنم به پاي آن پير كه گفت
    نانش بده و مپرس از ايمانش
                                         عمران صلاحي


    جهان تنگي كوچك است
            از دريا كه سخن مي‌گويي
    و كلمه‌هاي من
                   شناكنان
                        به دهان تو مي‌شتابند
    نيوتن
          به عكس‌العملي مناسب مي‌انديشد
                           ماهي‌ها جا عوض مي‌كنند
    نيوتن
         با گچ مي‌كوبد به پيشاني‌ام
    همه‌ي سيب‌هاي جهان را
                             برسرم تكانده‌اي
    دارم نم‌نمك مي‌فهمم
                                    جاذبه يعني چه؟


    گوشي را مي‌گذاري
    سيب را برمي‌دارم
    ماهي‌ها
            همچنان در سيم‌ها شنا مي‌كنند
                                                    علي‌محمد مؤدب


       و بعد هوشنگ طيار تنـها شمـع روي كيك را فـوت كرد و بعد همه از آن كيك خورديم. از كيك تولد "حلقه مهر".

صفحه نخست
اخبار ادبی
شعر هفته
شناختنامه شاعران
آمدگان و رفتگان
مقالات ماه
معرفی و نقد کتاب
گفتگوی ادبی
شعر ترجمه
فعالیتهای انجمن
انتشارات انجمن
درباره ما
تماس با ما
 

صفحه نخست ، اخبار ، شعر هفته ، معرفي شاعر ، مهمان ماه ، شبهاي شعر ، گفتگوي ادبي ، كتابخانه صوتي
سفرهاي شاعرانه ، محصولات فرهنگي ، در باره ما ، تماس با ما