چهارشنبه 16 دیماه 1383علي موسوي گرمارودي 
نهمين برنامه مهمان ماه با همكاري انجمن شاعران ايران ودفتر شعر جوان سي مرداد 1382 در محل خانه شاعران برگزار شد. مهمان اين برنامه علي موسوي گرمارودي شاعر نام آشناي معاصر بود.
از اعضاي هيئت مديره انجمن قيصر امين پور،فاطمه راكعي و محمدرضا عبدالملكيان دراين مراسم حضور داشتند. همچنين م.آزاد،عبدالجبار كاكايي ،موسي بيدج،پرويز بيگي حبيب آبادي،ايرج قنبري زهره نارنجي و... جزو مهمانان حاضر در مراسم بودند.
برنامه با اجراي سعيد باباوند از اعضاي دفتر شعر جوان و با قرائت يكي از اشعار موسوي گرمارودي آغاز شد.
منم كه مي رسدم نو به نو ز خويش غمي
ز دست خويش نياسوده ام به عمر دمي
گياه آبزي ام بي بهار مي رويم
مگر همان گذرد گاه از سرم بلمي
در اين صحيفه رنگين و پرنگار وجود
به قدر سايه نيفتادم از سر بلمي
به كوه نيز نسنجيده ام غم خود را
هنوز با غمم اي كوه سربلند كمي ...
علي موسوي گرمارودي در سال 1320 در قم بدنيا آمد.پدرش از دانشمندان اهل گرمارود الموت قزوين بود.
موسوي گرمارودي مدرك كارشناسي خود را در رشته علوم قضايي وكارشناسي ارشد ودكتراي خود را در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران گرفته است .او طي چهاردوره فعاليت در عرصه شعر و ادبيات كشور حضور موثر داشته است كه راه اندازي و مديريت نشريه گلچرخ نمونه اي از تلاش هاي اوست .
بهاالدين خرمشاهي در مقدمه گزينه اشعار گرمارودي مي نويسد:
كارنامه شعري گرمارودي هم پر بار است هم پربرگ ، كارنامه اي است كلان ومشتمل بر 9كتاب كه حاصل سلوك سي ساله شعري اوست.
9 كتاب شعر او بانام هاي عبور ،در سايه سار نخل ولايت، سرود رگبار،چمن لاله، خط خون، دستچين، باران اخم ، گزيده شعر نيستان ، تاناكجا آباد گزينه شعر به انتخاب بهاالدين خرمشاهي است وهمچنين 4 اثر زير چاپ او عبارتند از: صداي سبز زندگي و شعر اديب الممالك فراهاني ، از صدر تا ساقه و ترجمه قرآن كريم .
سهيل محمودي شاعر معاصر كشور پيش از سخنراني استاد گرمارودي به معرفي شخصيت ادبي اين شاعر ارجمند پرداخت.
موسوي گرمارودي يكي از كهن ترين قالبهاي شعر فارسي يعني قصيده را در عرصهاي به نام شعر سپيد تعريف كرده است .او از كساني است كه با تكيه برگذشته شعر فارسي (مي دانيد كه بيشتر اشعار او بلند است و گاهي به منظومه هم كشيده مي شود مثل خط خون ) و با ارزش گذاري به گذشته كه نه تقليد است و نه فقط تقديس آن، براي امروز بهره گرفته است.چيزي كه متأسفانه امروز در ادبيات ژورناليست زده ما وجود ندارد و اتفاقا كساني مثل اخوان يا سهراب در اين راه موفق بوده اند و بخشي از اين سنت را به شكل پويا در آورده اند.اين بخشي از توجه گرمارودي به پيشينيان در قالب قصيده است . بخش ديگري كه من فكر مي كنم بايد به آن پرداخت نگاه معرفتي و ديني اوست كه البته گاهي آنقدر به آن پرداخته شده كه حجابي روي وجه شاعري او شده است. اما نگرش و منبع فكري است كه به شعر عاشقانه ماهم معني مي دهد و گرمارودي در اين وجه هم موفق بوده است و ما كمتر به سراغ اورفته ايم و...
بعد از سخنان سهيل محمودي ، علي موسوي گرمارودي سخنراني خود را با موضوع ”شعر روند خلاق ذهن من” آغاز كرد:
من آنچه را برزبان شاعر مي آيد و بر كاغذ نوشته مي شود درخت صاعقه زده اي مي بينم كه روي زمين افتاده است. اگر گفته اند:
مـن گنگ خوابديده و عالم تمام كر
من عاجزم زگفتن و خلق از شنيدنش
مي تواند در باره همان جلوه نا پيداي شعر گفته شده باشد. آنچه از يك شعر ناب بركاغذ يا زبان مي آيد در واقع تنها صورت ناظم و مرحله هبوط آن اصل اعلاست.آنچه ما از يك شاعر مي خوانيم و مي بينيم آن درخت برپاي ايستاده در جنگل سبز خاطر او نيست توسكايي است كه آذرخش خلاقيت شاعر برآن گرفته است و آن را پيش پاي ما افكنده است .منتقد با آن عوالم چه مي تواند بكند؟او هرچه مي كند با بخش بيروني شعر مي كند .
پس از سخنراني ، موسوي گرمارودي در بخش دوم برنامه به سؤالات مطرح شده از طرف حاضران پاسخ دادو در پايان نيز شماري از اشعار خود را قرائت كرد.