چهارشنبه 16 دیماه 1383عمران صلاحي 
چهارمين برنامه مهمان ماه در تاريخ سي و يكم مرداد 1381 در خانه شاعران معاصر به همت انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان برگزار شد. مهمان اين برنامه عمران صلاحي شاعر نام آشناي معاصر بود.
در باره صلاحي از زبان خود او بشنويد:
آنچه امروز به آن رسيدهام اين است كه بايد به جاي وزن به توازن توجه داشته باشيم. رسيدن به نوعي تعادل كه ساختار شعري را ميسازد. چون شعر هنري سمعي است كه با موسيقي ارتباط داشته و دارد. به همين دليل حتي وقتي شاعر در خلوت خود شعر ميگويد با توجه به آهنگ پنهان در كلمات انگار شعري مي گويد تا بلند خوانده شود.
پس طنين كلمات خيلي مهم است. شاعر براي رسيدن به هماهنگي و توازن بايد از هر روشي بهره ببرد.نه فقط از اوزان عروضي.
شعرهاي من مثل آجيل چهارشنبه سوري است. ميان آنها همه چيز پيدا مي شود.
معمولا هركس در زمينة هنر يا نويسندگي از اول تا آخر عمر يم حرف را تكرار ميكند ، اما در قالبهاي مختلف.
در قديم شعر مي گفتم ، اما اصلا نميدانستم شعر يعني چه . چه برسد به ساختار آن! اينها را در چند سال اخير ياد گرفتهام!آدمها به محض اينكه به راه رفتنشان فكر ميكنند ، كج و كوله را ميروند ، مثل من!
درختي در بيابان را در ذهنتان فرض كنيد. گاه مسافر خستهاي از راه مي رسد و ميگويد ميشود در زير ساية آن استراحت كرد. كسي كه تاجر است ميگويد عجب درختي ، جان ميدهد كه از چوب آن استفاده كنم. يعني آدمها از زواياي مختلف به آن درخت نگاه ميكنند. شاعر اما فقط درخت را ميبيند نه چيز ديگر. همين برخورد صاف و بيشائبه است كه شعر را به عرفان نزديك ميكند. يعني شاعر در شعرش به نوعي وحدت وجود ميرسد. گاه ميبينيد شاعر از زيان سنگ هم حرف ميزند. انگار به نوعي يگانگي با جهان رسيده است.
شعراي حقيقي ، همان عرفا هستند ...
البته اميدوارم وقتي ميگويم عرفان ، ذهنتان سراغ تعاريف مشخص نرود.
گاهشمار زندگي و آثار عمران صلاحي
1325-10 اسفند تولد در تهران(اميريه)
1332- تحصيل در دبستان صنيع الدوله(قم)
1335- تحصيل در دبستان قلمستان(تهران)
1337- تحصيل در دبستان شهريار و دبيرستان امير خيزي(تبريز)
1340- چاپ اولين شعر در مجلة اطلاعات كودكان – مرگ ناگهاني پدر
1341- تحصيل در دبستان وحيد(تهران)
1345- همكاري با روزنامة توفيق – آشنايي با پرويز شاپور
1347- چاپ اولين شعر نيمايي در مجلة خوشه به سردبيري احمد شاملو
1349- انتشار كتاب ”طنز آوران امروز ايران” با همكاري بيژن اسدي پور – فوق ديپلم مترجمي از دانشگاه تهران
1350- خدمت نظام وظيفه در تهران ، تبريز ، كرمانشاه ، مراغه
1352- همكاري با گروه ادب امروز راديو به دعوت نادر نادرپور – استخدام در راديو تهران
1353- انتشار كتاب ”گريه در آب” – ازدواج با هايده وهابزاده
1355- انتشار متاب ”قطاري در مه”
1356- انتشار كتاب ”ايستگاه بين راه” – نمايشگاه مشترك كاريكاتور با پرويز شاپور و بيژن اسديپور در نگارخانه تخت جمشيد – شعر خواني در 10 شب كانون نويسندگان ايران
1357- تولد اولين فرزند (ياشار)
1358- انتشار كتاب ”هفدهم” – سفر به تركيه ، يونان ، بلغارستان
1361- تولد دومين فرزند (بهاره) – انتشار كتاب ”پنجره دن داش گلير” به تركي
1367- گشايش صفحة ”حالا حكايت ماست” در مجله دنياي سخن
1370- انتشار كتاب ” روياهاي مرد نيلوفري”
1373- انتشار ويژه نامة مجلة ”عاشقانه” در آمريكا
1374- انتشار كتاب ”شايد باور نكنيد” در سوئد
1375 – بازنشستگي از صدا و سيما – همكاري با گلآقا – همكاري با شوراي عالي ويرايش
1377- انتشار كتاب ” يك لب و هزار خنده” و ”حالا حكايت ماست”
1378- انتشار گزينة اشعار – سخنراني در شش شهر سوئد
1379- انتشار كتاب ” آي نسيم سحري”،”ناگاه يك نگاه”،”ملا نصرالدين”، از گلستان من ببر ورقي” و ” باران پنهان”
1380- انتشار كتابهاي ”هزار و يك آينه” و ”آينا كيمي” به تركي
چند شعر از عمران صلاحي:
سفره
در دست درخت،
تحفة ابر كريم
در جنگل،
خاكه برگها
كهنه گليم
مهمان طبيعتم و در سفرة ما
يك لقمه هواي پاك و يك جرعه نسيم!
شميران-48
آهن و آدم
با قطار آمد
از دهكدهاي دور ...
بهار
خسته و كوفته و خاك آلود
نه كسي آمده از شهر به استقبالش
نه كسي دنبالش
گيج و تنها و غريب
دود ، از آهنها بر ميخاست
آه ، از آدمها
با قطار آمد ، از دور بهار
چمدانش را از روي سكو دزديدند!