یکشنبه 13 دیماه 1383قيصر امين پور 
دومين برنامه مهمان ماه در تاريخ بيست و نهم ارديبهشت 1381 در خانه شاعران معاصر به همت انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان برگزار شد. مهمان اين برنامه دكتر قيصر امين پور شاعر نام آشناي معاصر بود.
امين پور:
ما اگر بخواهـيم مثلـاً با لـحن و لهجـه دستور زبان درباره شعـر سخن بگوييم بايد گفت كه اصولا زبان از هيـچ كسي دسـتور نميگيرد بجـز از خـودش . مخصوصا زبان شعر كه تنها از دل دستور ميپذيرد. در يك كلام ، زبـان شـعر نه دستور ميدهـد ، نـه دسـتور مـيگيـرد . سـرودن ، يـك فعل مجهول اسـت . نه از آن روي كـه فاعـل آن معلوم نيست ، بـلكه از آن روي كه فـاعل حقيقي آن معلوم نيست . شايد به همين دلــيـل قــدمـا آن را بـه سـحـر و مـعـجـزه مانند كردهاند.
حكايت كسي كه شاعر را فاعل سرودن گرفت ، حكايت همان موري است كه بر كاغذ ميرفت ، نبشتن قلم را ديد و قلم را ستودن گرفت . نوشتن چنانكه گفتهاند فعل لازم است ، نه متعدي .
شعر خوب ، قيدها را نميشناسد . در قيود زمان و مكان نميگنجد. شعر خوب از حروف اضافه پرهيز ميكند .
شعر خوب را نميتوان تجزيه و تركيب كرد . شعر خوب از مبهمات است . شعر خوب ، ماضي نقلي است كه اگر چه در گذشتههاي بسيار دور انجام گرفته باشد ، ولي اثر و نتيجه آن تا زمان حال و آينده هم باقي است .
سرودن ، فعلي است كه حتي بزرگترين شاعران هم نميتواند با قاطعيت آن را در صيغه مستقبل صرف كند و بگويد : من فردا يا پس فردا شعري خواهم سرود . و شاعر هر چه تواناتر باشد در گفتن چنين جملهاي ناتوانتر است . زيرا درست مثل آن است كه كسي بگويد : من درست در ساعت سه و سي و پنج دقيقه شهريور ماه سال هزار و سيصدو نود ، يك لبخند ، با دو زاويه چهل و پنج درجهاي خواهم زد ! شعر، فعلي است كه در تعريف آن بايد از وجه التزامي استفاده كرد. همراه با چندين قيد ترديد و حتي ياي گزارش خواب . به ” زبان ديگر ” نوشتن ، جزو افعال بيقاعده است . اگر چه افعال بيقاعده هم بالاخره براي خودشان قواعدي دارند. ولي در مجموع ، هيچگاه نميتوان گفت كه قواعد ، شعرها را ميآفرينند ، بلكه در اصل شعرها ، قواعد را ميآفرينند . و بالاخره بايد گفت : براي كسي كه نوشتن ، در زندگي او يك استثناست ، حتماً رعايت قاعده ضروري است . ولي براي كسي كه نوشتن ، قاعده زندگي اوست ، انديشيدن به هيچ قاعدهاي جز زندگي ضروري نيست ...
بخشي از پنج پرسش بي پاسخ
گاه شمار زندگي و آثار قيصر امينپور:
1338 - تولد در گتوند خوزستان . دوم ارديبهشت
44 - 1343 - تحصيل در مكتبخانه
49-1345 – تحصيلات ابتدايي در گتوند
57-1350 – تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان در دزفول
1357- پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران
1358- انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران ، همكاري در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي
71-1360 – دبيري شعر هفتهنامه سروش
62-1360 – تدريس در مدرسه راهنمايي
1363 – انتشار كتابهاي ”تنفس صبح ”و” در كوچه آفتاب”
1363 – تغيير رشته به ادبيات فارسي دانشگاه تهران
1365 – انتشار ”طوفان در پرانتز” ( نثر ادبي ) و منظومه ”ظهر روز دهم” ( براي نوجوانان )
1366- بيرون آمدن از حوزه هنري ، آغاز دوره كارشناسي ارشد ادبيات
1367 – سردبيري ماهنامه ادبي – هنري سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا
1368- انتشار ”مثل چشمه مثل رود” ( براي نوجوانان ) ، جايزه نيما يوشيج ( مرغ آمين بلورين ) ، همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان
1369 – آغاز دوره دكتراي ادبيات فارسي
1370 – انتشار ”بي بال پريدن” ( نثر ادبي براي نوجوانان ) ، آغاز تدريس در دانشگاه تهران ، انتشار ”گفتگوهاي بي گفت و گو”
1372- انتشار ”آينههاي ناگهان”
1375- انتشار ”به قول پرستو” ( براي نوجوانان)
1376- دفاع از رساله پاياننامه دكترا با عنوان ”سنت و نوآوري در شعر معاصر ”
1378- انتشار ”گزينه اشعار”
1380- انتشار ”گلها همه آفتابگردانند”
1382- برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي
1383-انتشار" سنت و نوآوری در شعر معاصر"
1385-انتشار "شعر کودکی"
1386-انتشار"دستور زبان عشق"
چند شعر:
حسرت هميشگي
حرفهاي ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه ميكني :
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي !
پيش از آن كه با خبر شوي !
لحظه عزيمت تو ناگزيز ميشود
آي ...
اي دريغ و حسرت هميشگي !
ناگهان
چقدرزود
دير ميشود !
الفباي درد
الفباي درد ازلبم ميتراود
نه شبنم ، كه خون از شبم ميتراود
سه حرف است مضمون سيپاره دل
الف . لام . ميم . از لبم ميتراود
چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاي عرق از تبم ميتراود
زدل بر لبم تا دعايي برآيد
اجابت زهر ياربم ميتراود
ز دين ريا بي نيازم ، بنازم
به كفري كه از مذهبم ميتراود
قاف
و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا كه نام كوچك من
آغاز ميشود!